تبليغاتX
اینجا زمین است
دوشنبه 28 فروردين1385 ساعت: 15:0 توسط:دوست
اولا اسمش صادق نیست ثانیا همون جلال یک نفره جواب همتون رو میده!
شنیدم بعد از جلسه اون روز یکیتون پشت سرش خیلی حرف های گنده گنده ای زده!
اگه زن بودید!!!!!!!!!(برای رعایت حقوق زنان!!!!) همون جا فحشش میدادین!
ضمنا ممد انبارش پره!(به کنایه گفتم که اونی که باید بفهمه بفهمه!)
 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

مسئله:آیا ایشان آن طور که گفته اند دوستند؟یا شاید اسمشان دویت است مثل من که اسمم عاطفه است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 10:25  توسط دبیره  | 

برادران زحمت کش وزارت دوست و محترم اطلاعات

دست مریزاد.خسته نباشید.دستتان هم درد نکند.

 

تفاسیر

۱-پاچه خواری!

۲ -گفتمان محبت آمیز!

۳-حمایت از اقشار زحمت کش و بعضا دچار بی مهری از طرف مردم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 0:25  توسط دبیره  | 

براي آقاي صادق جلال

 

راستش يك چند تا چيز آن روز وسط حرفها يادم نماند بگويم اينجا مي نويسم به گوشتان مي رسد.

در مورد ضرب و شتم طلاب در قياس با ضرب و شتم زنان در هشت مارس چيزي گفتيد. اولا كه طبق قانون (ماده اش را روي پنل زده بوديم) حق اين كار را نداشتند،(مي دانيد كه قانون اساسي ما يكي از مترقي ترين قانونهاي جهان است فقط ايراد كاراقدامات و افراد و سازمانهاي فراقانوني اند) در قوانين بين الملل و قوانين همين كشور خودمان كنسول گريها و سفارتخانه ها حريم امن اند،حتي اجتماع دم درشان هم در جهت بر هم زدن آرامش وايمني آنجاست وغير قانوني.

اما خوب انجمن اسلامي به عنوان مبتكر اين طرح و طرحهاي مشابه بالا رفتن از ديوار سفارتخانه ها و البته به عنوان اولين اذعان كننده به خطا بودن آن (سفارت امريكا را ميگويم) مدتهاست شعار احترام به قانون مي دهد و مدت كمتري است كه به نافرماني هاي مدني در جهت رسيدن به قانون هم توصياتي ميكند. نتيجه اينكه طبق شعار اول از آن طلاب حمايتي نميكند اما در شعار جديدهم، به قوانين جهاني كه ايران هم به آنها پيوسته استناد ميكند(مثل حقوق بشر و..) كه باز اين كارطلاب درآن نميگنجد. ولي مثلا اگردرپارك بود مي گنجيد.

من اينجا فقط مي خواهم يك خاطره بگويم. يكي از همان بالا روندگان از ديوار سفارت امريكا كه از اعقاب ما در انجمن اسلامي اند وشايد يك جورهايي الگوهاي دوستان آن طرفي هم باشند- چون آن موقع همان كارهايي را ميكردند كه اينها هنوز دارند ميكنند -داريم چند وقت پيش به ما ميگفت : شما و كلا دانشجو ديگر آن دانشجوي حق طلب سابق نيست به خدا اگر در دوره ي ما هر طيفي از جامعه را مثل اين شركت واحدي ها برخورد ميكردند هيچ كس نبود از چپ و راست و مذهبي كه اطلاعيه و بيانيه ندهد و راه نيفتد در دانشگاه به اعتراض.

ميگفت همين است كه اين طور همه چيز رو به زوال ميرود و ...

 

راست ميگفت.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 0:20  توسط دبیره  | 

 

وقتی این عکس را می بینی چه چیزی فورا به ذهنت می رسد؟ لطفا کامنت بگذارید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 16:58  توسط دبیره  | 

صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن

دور فلك درنگ ندارد، شتاب كن

 

آيه آغاز من

اينسان بود تولدي ديگر

و تراوش آيات عشق

و جاودانگي

 

چونان بر اعماق جانم نشستي

كه گويي زمزمه اي ابدي آغاز كرده اي

 

گفتي كه:

"چه كرده اي با من ،چونان سرگشته"

نه تو كه اين منم.

 

چه خوش آغاز كردي

ستاره بازي

در آسمان قلبم

چونان دريائي عميق

در منظرم آمدي.

و من با امواج خروشانت

آميختم

وبا هم قدم در جاودانگي نهاديم.

 

از ع.گ

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 16:38  توسط دبیره  | 

 

 

 

اين دوستان بسيج بد جوري اسير خودشون هم موندند...بالاي سر قبرها به ما نگاه ميكردند و با سوز دل و همان شور حسيني معروفشان ميگفتند يا حجه ابن الحسن عجِِِْل علي ظهورك! انقدر به گناه كار و پليد بودن ما ايمان دارند كه شك ندارند امام زمان اگه بياد شرما را از سرشون ميكنه!از اون طرف انقدر به خودشون مطمئنند كه امام زمان شش دانگ مخلصشونه واسه خرده فرمايشات.

قصه ي موسي و گناه كارترين بنده ي بني اسرائيل را حتما شنيديد.اينها كه مي گويند خط عملشان را همين چيزها تعيين ميكند.

 

 

 

ميگويند حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست...شهادت افتخار آنهايي است كه مي دانند اگربايستند كتك مي خورند،اسمشان مي رود اطلاعات،بعد از اين ممكن است پايشان به هر دادگاهي باز شود،استخدام وگزينش دكتري هم فاتحه اش خوانده است ...اما پاي آرمانشان مي ايستند.نه آنها كه به خاطر اين گونه سوء استفاده از پيكر شهيد و فرهنگ شهادت،به خاطر با تابوت توي سر يك مشت دانشجو زدن،و به خاطر هر جور شده حرف خود را به كرسي نشاندن مدال به سينه شان ميزنند.حسين حسين شعارشان است راست ميگويند...فقط شعارشان است ،گاهي جدا متاسف ميشوم كه از حسين هم همين شعار و سينه زدنش را فهميدند.

 

 

در مورد توهين به شهدائ هم ذكر يك نكته بد نيست.تعريف توهين در قانون اين است:لفظ اهانت بار در موضه وهن آور،يعني اگر كسي خيس باشد و به او بگويند عين موش آب كشيده شده اي توهين نيست چون موظع وهن اور نيست،و اگريكي با كنايه بگويد كه خوب عرقشو در اوردم باز هم توهين نيست چون عين كلمه توهين آميز را بكار نبرده است،با اين توصيف دانشجويي كه با لگد (عمل مستقيم) كتك ميخورد مورد توهين است يا شهيدي كه در تابوت روي سر كتك زنان بود كه اين جماعت شعار يا حسين گو،بعضا گوله كاغذي طرفشان پرتاب شد(و نه مشت و لگد حتي)؟

به دكتر سهراب پور هم گفتيم...انگار دارد جاي متهم و شاكي عوض مي شود!!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 2:10  توسط دبیره  | 

من ازآنهايی ام که از هر دو طرف کتک خوردم

اول از دوستان يا حسين گويمان

دوم از انها که داشتند در و ديوار ساختمان رياست را ميشکستند و ما مانع بوديم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خدا را شکر که نگذاشتيم بچه ها قبرها را پر کنند.اقلا ثابت شد ما با زور نمی خواستيم هر کاری بکنيم.

کاش سيلی زده بودم آ. را آن وقت که نمی گذاشت . . . الان از من تشکر می کرد.

الله بداشتی و قطبی نژاد هم دوست های منند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 2:1  توسط دبیره  |