او ۷۰ ساله است
و
بیمار
و
عزیزترین
از این سه خط فقط خط آخرش برای تو مهم است؟
کاش آن دو خط را می فهمیدید.
و کاش ...
نمی خواستم این طور مجاب شوم.
بهاره هدایت دیروز عصر آزاد شد...به قول عبدی مبارک است.
نه،
ما دیریست در سفرایم
ما دیریست شاهد پرواز پرنده هائیم
پرنده ای بر شانه های ما اتراق کرد و فریاد زد:
پرواز
نگین آفتاب بر دست ما نوشت:
کو بهار؟
وستاره ها با دسته گل به پای تک بانوی ما
سجده
زیبا گفتند آتش را.
زیبا گفتند عشق را.
نام:زن
متهم به:
الف)شرکت در تجمع غیر قانونی ب)اقدام علیه امنیت ملی ج)مشارکت با گروههای معاند نظام
به خاطر طلب حقی که انگار برای خیلی ها گران است.
تاریخ اسارت:بدو تاریخ
تاریخ آزادی: ؟؟
ابزارهای جهانی برای اهداف بلند مدت یک جنبش محلی همواره ابزارهای مفیدی هستند، اما هر جنبشی مقاطع و مراحلی دارد و سفرها و سر منزل هایی که در تاریخ آن ثبت می شوند، فرصت ها یا ابزارهایی برای جمع بندی آن به شمار می آیند. برای ما نيز، روز 22 خرداد چنین مفهومی را یافت: پایان یک سفر بود چرا که جنبش زنان توانست در این روز دست به یک حرکت جمعی در اعتراض به تضییع حقوق زنان بزند و خود را از این زاویه قابل روایت کند و در عین حال سرآغاز شکفتن امید تازه ای بود به ظرفیت و همبستگی جنبش زنان ایران.
سال 1384 در مجموع سال خوبی برای جنبش زنان ایران بود؛ توانستیم در کنار فعالیت های مختلف و موثر زنان به صورت گروهی یا انفرادی، چند روز جهانی را که نقطه مشترک همگی آنان طرح مسائل حقوقی زنان بود جشن بگیریم. جشن به معنی کهن این واژه در زبان فارسی، یعنی بزرگداشت تلاش زنان و مردانی که در طول تاریخ، توفیق در کسب تساوی زن و مرد را که پیش شرط آن حل تمامی تبعیضات قومی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادی است هدف زندگی خود قرار داده اند و می دهند. روزهای جهانی که ما جشن گرفتیم همان روزهای از پیش معینی هستند که سازمان ملل جهانی اعلام کرده و بدیهی است که این روزها برای جهانی شدن فراگردهایی را طی کرده اند. در آینده نیز مسلما روزهای دیگری به این فهرست اضافه خواهند شد: به نشانه این که گرچه ظاهرا مشکلات مردم جهان رو به افزایش است اما بسیاری انفعال را نمی پذیرند و می کوشند در مقابله با مشکلات ابزارهای مختلفی را به کار گیرند و از جمله حساسیت برانگیختن نسبت به مسائلی که گاه خاص یک منطقه یا کشور بخصوص است، از طریق برپایی مراسمی که همواره باید از جایی و در روزی شروع شود.
این حضور ، وقتی نسبت به مسئله آگاهی کامل داریم و صرفا ناشی از هیجانات لحظه ای و احساسات ناگهان سر ریز کرده نیست بی گمان می تواند منشا تحولات مثبتی در جامعه بشری شود که تاریخ مبارزات زنان به تنهایی نمونه های زیادی از آن ها را ثبت کرده است.
براستی بعضی از این روزها و از جمله 8 مارس به مدد تلاش زنان ارزش جهانی یافته اند و خیلی پیش از این که سازمان مللی به وجود آید و به اصطلاح به آن ها رسمیت بخشد به راه های دیگری و در دل های زنان رسمیت یافته اند. اما خود سازمان ملل هم از زمان تشکیلش از یک لحاظ ابزاری بوده است برای جهانی کردن بعضی از روزهای محلی که تعداد شان فعلا 54 تا است و انعکاس اهداف بشر دوستانه مختلف اند. در مقابل، روزهایی هم هستند که ملی محسوب می شوند از جمله 21 ژانویه، روز مارتین لوتر کینگ که در بعضی فهرست های روزهای جهانی هست و در بعضی نیست. فعالیت های دکتر کینگ علیه تفکیک و تبعیض نژادی پایانی بود بر پراکندگی جنبش احقاق حقوق سیاهان و آغازی بر جنبش حقوق مدنی در ایالات متحد و بنابراین بیشتر یک روز ملی است تا جهانی. غیر از آن، تاکید او بر صلح و دمکراسی در این سال های اخیر و با توجه به تاثیر جنگ طلبی دولت ایالات متحد در جهان ارزش ویژه ای به این روز می دهد، نشانی از این که روزهای جهانی هم سیر حیاتی خاص خود دارند. همین امر در مورد 8 مارس، روز زن، هم صادق است. می دانیم که از آغاز خود تا به امروز دستخوش تحولات زیادی شده، و حتی در دوره ای کاملا نادیده مانده است، یعنی وقتی مبارزات زنان چنان سرکوب یا به بیراهه کشانده شده که اهمیت آن در مقابل معضلات گوناگون رنگ باخته است و گرچه از سال 1911، در آستانه جنگ جهانی اول، تجمع هایی به نام زن و صلح به صورت بخشی از جنبش صلح در اتریش، آلمان و سویس و چند کشور دیگر اروپایی و در 19 مارس برگزار شده و به سرعت در سال های بعد گسترش و معنایی مشخص پیدا کرده و تاریخ آن به 8 مارس تغییر یافته و همان جا ماندگار شده، ورود آن به فهرست روزهای جهانی سازمان ملل صرفا در 1977 اتفاق افتاده است. خلاصه این که، 8 مارسی که سرآغاز اعتراضات و حق طلبی های زنان کارگر سوسیالیست بوده و صلح طلب راه درازی را برای جهانی شدن طی کرده، هرچند برای زنان از همان آغاز مقدمش و صلح طلبی اش مبارک بوده است.
در عین حال، واقعیت این است که، این ابزار صلح طلبی زنان هنوز هم، چنان که تجربه این سال های ما نشان می دهد، وقتی زنان می خواهند خود را از سلطه قدرت مردسالاری نجات دهند، برای تثبیت خود با دشواری هایی رو به روست و از قرار راه های مختلفی را برای به کرسی نشاندن حقانیت آن باید جستجو کرد. واقعیت این است که، ما که همه روزه با خشونتی که به زنان اعمال می شود رو به روییم، خشونتی که ما را بیش از همه به عرصه مبارزات مستقیما حقوقی یا حقوق بشری می کشاند مسلما در کنار برگزاری روزهای جهانی که انعکاسی از این مسائل مهم و در عین حال حل ناشده هستند به ابزارهای دیگری هم نیاز داریم. در سال گذشته با این هدف سعی کردیم در آن گروه از روزهای جهانی که موضوع شان مستقیما حقوق بشر است گردهمایی هایی تا جای ممکن خیابانی بر پا کنیم تا حساسیت جامعه را نسبت به حقوق پایمال شده زنان افزایش دهیم. این امر به معنای نادیده گرفتن اهمیت 8 مارس، روز زن، نبود که بعد از سال ها و تلاش های بسیار فقط در چند سال اخیر زنان ایران موفق به برگزاری آن در مکانی عمومی شده بودند. برگزاری روزهای جهانی دیگر برای ما از این حیث اهمیت داشت و دارد که فرصت های دیگری برای برانگیختن حساسیت و افزایش آگاهی عمومی نسبت به مسئله حقوق زنان و در عین حال ارزیابی پیشرفت ها در ارتباط با این مسئله، طرح خواسته ها و اعتراض ها، و در نهایت سپاسگزاری از آنان که گام های موثری برای حل معضلی جهانی برداشته اند فراهم می آورد؛ اين روزها به این دلیل اهمیت داشت که هم براي ما یادآور 8 مارس بود و هم ابزارهایي محسوب مي شدند که به احقاق حقوق بشری و شهروندی زنان یاری می رسانند.
با آگاهی به این مسئله که 8 مارس را برای معنای عمیق تری که دارد جشن می گیریم – چرا كه در حقيقت، ما یک روز را جشن نمی گیریم، بلکه یک روز را در سال به جمع بندی مبارزات مان برای احقاق حقوق زنان اختصاص می دهیم تا یاد آور شویم که چطور می توان شرایط زندگی زنان، روابط بین زنان و مردان، و جامعه را تغییر داد و از ظلمی که در طول سال به زن ها شده کاست – سعی کردیم روزهای جهانی دیگری را هم که در بزرگداشت آن ها یاد و خاطره مبارزات زنان زنده می شود جشن بگیریم. در ضمن این را هم می دانستیم که حتی در دوران هایی که 8 مارس برگزار نمی شده زنان، از آن جا که ظلم به آن ها پابرجا بوده، سالگردهای دیگر و روزهای دیگری برای یادآوری دستاوردهاشان در زمینه های مختلف داشته اند، جشن های کوچک و بزرگ دیگر با سابقه تاریخی و بدون سابقه تاریخی. مهم وجود آن هاست، چرا که همه این بزرگداشت ها ابزارهایی هستند برای مقاومت و مبارزه، هرچند گاه یکی پر رنگ تر و ملموس تر شده.
از اینجا بوده که روزهایی غیر جهانی زاده می شده اند و می شوند و گاهی هم در نهایت جهانی می شوند، اما اهمیت آن ها، چنان که تاریخچه 8 مارس نشان می دهد، در جهانی شدن شان نیست بلکه در مبارزات و مقاومت هایی است که بر می انگیزند. از آن جمله است روزهایی که زنان اخیرا خودشان ابداع کرده اند و در آغاز هدف از آن ها برانگیختن حساسیت و آگاهی عمومی بوده و حال هر سال برگزار می شوند، از جمله "شب را پس بگیریم"، که از 1975 و در شهر رم برای اعتراض به آمار تجاوز جنسی شروع شد و اینک در چند کشور اما در شب های مختلف به صورت راهپیمایی شبانه با شمع و سخنرانی در اعتراض به انواع خشونت برگزار می شود، و "ماه تاریخ زنان"، یعنی ماه مارس در ایالات متحد، که از 1987 ماه آشنایی با تاریخ زنان نام گرفته و انگیزه ای شده برای پژوهش ها در زمینه تاریخ زنان که اینک همه از دستاوردهایش بهره ور می شویم.
با توجه به این واقعیت ها ما هم امسال یک روز دیگر به این مجموعه روزهای زنان افزودیم: 22 خرداد، که روزی جهانی نبود و در عین حال یادآور همه روزهای سال از جمله روزهای جهانی حقوق بشر و یاد آور و تجدید خشونتی بود که، به اسم قانون و در ضدیت با قانون، به زنان می شود. در سال گذشته (1384) و در این روز جنبش زنان در ایران توانست با هماهنگی کامل که نشان از بلوغ آن دارد یک گردهمایی اعتراضی در مقابل در ورودی دانشگاه تهران برگزار کند. انتشار فراخوان عمومی برای اعتراض به نقض حقوق زنان در قانون اساسی و شرکت در گردهمایی روز یک شنبه 22 خرداد از ساعت 5 تا 6 بعد از ظهر با پشتیبانی جهانی همراه شد. افراد، وبلاگ ها، گروه ها، انجمن ها، سازمان ها و بنیادهای بسیاری در داخل و خارج کشور از هر صنف و دسته ای با جنبش زنان اعلام همبستگی کردند. زنان و مردان بسیاری در این اعتراض به ما پیوستند و این روز را به روزی فراموش نشدنی در تاریخ مبارزات فمینیستی و زنان در ایران تبدیل کردند. سرعت و حجم اطلاع رسانی ها و ارتباطات جنبش زنان در چند روز قبل و بعد از 22 خرداد بی سابقه بود. در مدح زنان و جنبش زنان اشعار بسیاری سروده شد، از جمله شعر سیمین بهبهانی "لاف برتری کم زن"، که ضمن آمدن به تجمع و در تاکسی سروده بود و به محض رسیدن به بلندگو برای جمعیت خواند و اینک دومین سرود مبازرات زنان در ایران شده است.
به دلایل بالا، ضمن این که جمع بندی فعالیت های سال گذشته جنبش زنان ایران را از هر زاویه بسیار مثبت ارزیابی می کنیم، چرا که همه گردهمایی هامان، محلی و جهانی، صرف نظر از اهمیت نمادین شان برای ما همبستگی و ارتباط گسترده تر با سایر فعالان اجتماعی را ممکن کرد و فصل جدیدی از مبارزات دمکراتیک زنان در ایران گشود، می خواهیم 22 خرداد را که پایان مقطعی از سفر دشوار جنبش زنان ایران برای احقاق حقوق زنان و سر آغاز امید تازه ای شد همچون روز همبستگی ملی زنان ایران گرامی بداریم و از همه کسانی که در این راه تلاش کرده اند و می کنند بخواهیم که در هرچه پر بارتر کردن این روز و این همبستگی با جنبش زنان ایران همراه شوند.
درآستانه سالگرد تجمع باشکوه ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ ، این روز پر خاطره را روز ملی همبستگی زنان یران اعلام کرده ایم و باز هم در همان ساعت به خیابانهای تهران ( میدان هفت تیر) خواهیم آمد. باز هم فریاد خواهیم زد نقض حقوق زن ، نقض حقوق بشر است.قوانین ضد زن ملغی باید گردد. ما زنیم، انسانیم ، شهروند این دیاریم، اما حقی نداریم، و…….
می آییم و باز فریاد می زنیم که تا زنده ایم هستیم.
اینجا زمین است
آسمان نیست
آسمان دیگر بس است ... زمینی باید آباد.
به جای یک عمر به هر دری زدن برای آسمانی بودن
کاش همین جا می ماندم و
در جستجوی جادوی آسمان یتیم نمی ماندم.
اینجا زمین است
باید زمینی بود...