تبليغاتX
اینجا زمین است - چند يادداشت

 

 

 

اين دوستان بسيج بد جوري اسير خودشون هم موندند...بالاي سر قبرها به ما نگاه ميكردند و با سوز دل و همان شور حسيني معروفشان ميگفتند يا حجه ابن الحسن عجِِِْل علي ظهورك! انقدر به گناه كار و پليد بودن ما ايمان دارند كه شك ندارند امام زمان اگه بياد شرما را از سرشون ميكنه!از اون طرف انقدر به خودشون مطمئنند كه امام زمان شش دانگ مخلصشونه واسه خرده فرمايشات.

قصه ي موسي و گناه كارترين بنده ي بني اسرائيل را حتما شنيديد.اينها كه مي گويند خط عملشان را همين چيزها تعيين ميكند.

 

 

 

ميگويند حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست...شهادت افتخار آنهايي است كه مي دانند اگربايستند كتك مي خورند،اسمشان مي رود اطلاعات،بعد از اين ممكن است پايشان به هر دادگاهي باز شود،استخدام وگزينش دكتري هم فاتحه اش خوانده است ...اما پاي آرمانشان مي ايستند.نه آنها كه به خاطر اين گونه سوء استفاده از پيكر شهيد و فرهنگ شهادت،به خاطر با تابوت توي سر يك مشت دانشجو زدن،و به خاطر هر جور شده حرف خود را به كرسي نشاندن مدال به سينه شان ميزنند.حسين حسين شعارشان است راست ميگويند...فقط شعارشان است ،گاهي جدا متاسف ميشوم كه از حسين هم همين شعار و سينه زدنش را فهميدند.

 

 

در مورد توهين به شهدائ هم ذكر يك نكته بد نيست.تعريف توهين در قانون اين است:لفظ اهانت بار در موضه وهن آور،يعني اگر كسي خيس باشد و به او بگويند عين موش آب كشيده شده اي توهين نيست چون موظع وهن اور نيست،و اگريكي با كنايه بگويد كه خوب عرقشو در اوردم باز هم توهين نيست چون عين كلمه توهين آميز را بكار نبرده است،با اين توصيف دانشجويي كه با لگد (عمل مستقيم) كتك ميخورد مورد توهين است يا شهيدي كه در تابوت روي سر كتك زنان بود كه اين جماعت شعار يا حسين گو،بعضا گوله كاغذي طرفشان پرتاب شد(و نه مشت و لگد حتي)؟

به دكتر سهراب پور هم گفتيم...انگار دارد جاي متهم و شاكي عوض مي شود!!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 2:10  توسط دبیره  |